تبلیغات
خلوتگاه آرامش - خدایا کفر نمی گویم...
تاریخ : دوشنبه 1391/09/6 | 10:10 قبل از ظهر | نویسنده : s. vakili





خدایا كفر نمی‌گویم،


پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنكه خود خواهم اسیر زندگی ‌كردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تكه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را كفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی


لبت بر كاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سكه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را كفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت..

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ كه انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،


چه رنجی ‌می‌كشد

آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است…

 



  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات